۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۲, جمعه



ضرورت حضور و بيدارى مردم

انقلاب شكوهمند اسلامى، شهيدانى از روحانيت و مراجع علمى و دانشگاهى، دانشمندان مشهور و جوانان برومند، و زنان و مردان محروم و مستضعف ايثارگر، نثار اسلام كرد. حفظ خون اين شهيدان گرانقدر، مسؤوليت ‏بزرگى است‏بر عهده ما كه اين مسؤوليت ‏سنگين را اميرالمؤمنين(عليه ‏السلام) در آن نامه‏اى كه جداگانه براى مردم مصر نوشت‏بيان فرمودند. اين نامه، غير از آن فرمان معروف است كه حضرت به مالك‏ اشتر(رض) دادند و در آن، آداب كشوردارى و وظايف والى اسلامى را مقرر داشتند و مالك را به انتخاب وزيران و قضات شايسته و امور ديگرى توصيه نمودند. اين نامه دوم نيز كه آن حضرت به مردم مصر نوشتند، در نهج‏البلاغه موجود است.
آن حضرت در اين نامه خطاب به مردم مصر فرمودند: اى مردم مصر! نگوييد ما سرپرستى چون مالك و امامى چون على(عليه ‏السلام) داريم; اگر در صحنه حاضر نباشيد، شكست مى‏خوريد; به اين اكتفا نكنيد كه رهبرى چون على و نماينده‏اى علوى چون مالك داريد; ما در حال نبرد و جنگ با باطل هستيم و جامعه‏اى كه در خواب باشد، دشمن بيدارش او را رها نمى‏كند: «من نام لم ينم عنه‏» (72) ; اگر مى‏خواهيد انقلاب اسلامى در مصر مستقر شود و عمرو عاص ‏ها در قلمرو دين طمع نكنند، بيدار باشيد تا دشمن بيدار نتازد. اين بيان نورانى، شعار انقلابى رهبر مسلمين، حضرت اميرالمؤمنين(عليه‏ السلام) است: «هر آن غافل زيد، غافل خورد تير». شيطان، چه در جهاد اصغر و چه در جهاد اكبر، از راهى مى‏آيد كه انسان از او غفلت دارد: «انه يراكم هو وقبيله من حيث ترونهم‏» (73) ; يعنى شيطان و ستادش از راهى بر شما مى‏تازند كه شما آنان را نمى‏بينيد. بنابراين، اگر حضرت على(عليه‏السلام) آن نامه تاريخى را براى رهبر مصر، مالك اشتر(رض)، مرقوم فرمود، نامه جداگانه‏اى نيز براى مردم مصر نوشت كه در آن فرمود شما هرگز صحنه را ترك نكنيد; زيرا «وان اخا الحرب الا رق، من نام لم ينم عنه‏» (74) ; مرد جنگجو بيدار است و جنگ و جهاد، با خوابيدن نمى‏سازد; جامعه جنگ ‏آور، همواره بيدار است و از همه ابعاد كشور خود باخبر است; چنين جامعه‏اى، هم مى‏داند كه در داخل چه مى‏گذرد و چه بايد بشود، و هم مى‏داند كه از خارج چه مى‏آيد كه نبايد بيايد.
آنگاه حضرت على(عليه ‏السلام) دستورى به سربازان و رزمندگان اسلام مى‏دهد: «لا تذوقوا النوم الا غرارا او مضمضة‏» (75) ; همان گونه كه در هنگام وضو گرفتن، آبى را در فضاى كام خود مى‏ريزيد و آن‏را مضمضه مى‏كنيد و فرو نمى‏بريد، در حال جنگ نيز خواب را در حد مضمضه به شبكه چشمتان برسانيد و نه در حد فرو بردن; زيرا جامعه جنگى، اهل خواب نيست.
اين دستور علوى هم اكنون نيز زنده است; يعنى اگر مسؤولين كشور به وظايف خود وفادار نباشند، خوابيده‏اند; اگر امت اسلامى در همه مراسم اجتماعى و سياسى در صحنه حضور پيدا نكند، خوابيده است; اگر تلاش اسلام‏شناسان بر اين محور نباشد كه معارف بلند و عميق دين را از چنگال و حجاب وهم و خرافات رها كنند، خوابيده‏اند; اگر احكام‏دانان دين نكوشند تا احكام الهى در جامعه به درستى تبيين و اجرا شود، خوابيده‏اند; اگر حكم‏شناسان دين تلاش نكنند تا كلمات حكيمانه كسى كه مى‏گويد: «اعطيت جوامع الكلم‏» (76) به ‏درستى شناخته و عرضه شود، خوابيده‏اند; و اگر جامعه بخوابد، قطعا بيگانگان بيدار مى‏تازند.

72. نهج‏البلاغه، نامه 62، بند 13.
73. سوره اعراف، آيه 27.
74. نهج‏البلاغه، نامه 62، بند 13.
75. همان، نامه 11، بند 4.
76. بحار; ج 8، ص 38، ح 17.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر